ابن المغازلي / الكلابي ( مترجم : سيد جواد مرعشى نجفى )
156
مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي )
گفت : اى ابو حمزه از پيامبر خدا ( ص ) حديثى براى ما بگو كه ميان تو و او كسى واسطه نباشد ، گفتم : گفتگو كنيد زيرا گفتگو كردن داراى اقسامى است كه بعضى از آن بعضى را در مىآورد ، انس حديثى را از على بن ابى طالب ذكر كرد ، محمد فرزند حجاج گفت : آيا از ابو تراب بر ما حديث ميگوئى ؟ ابو تراب را ترك بنما ؛ پس انس خشمگين شده و گفت : آيا بر على اين سخن را ميگوئى ؟ آگاه باش قسم به خدا چون اين سخن را گفتى بتحقيق حديثى از پيامبر خدا ( ص ) در بارهء على نقل كنم كه ميان من و او كسى واسطه نيست : ( 1 ) برسول خدا ( ص ) مرغهائى هديه آورده شده بود از آن خورد و چيزى از آن با مقدارى نان زياد ماند ، وقتى كه صبح شد او را بحضور پيامبر ( ص ) آوردم ، رسول خدا ( ص ) فرمود : خدايا محبوبترين خلق پيش خود را نزد من بفرست تا با من از اين مرغ بخورد ، مردى آمد در را زد اميد داشتم مردى از انصار است ، در آن هنگام با على روبرو شدم ، گفتم : پيامبر ( ص ) از تو مشغول است برگشت ، پيامبر ( ص ) گفت : خدايا محبوبترين خلق نزد خود را به من بفرست تا با من از اين مرغ بخورد ، مردى آمد و در را كوبيد آنگاه ديدم على است ، گفتم : آيا الان نيامدى ؟ برگشت ، سپس پيامبر خدا گفت : خدايا محبوبترين خلق خود بر من برسان تا با من از اين مرغ بخورد ، مردى آمد و در را كوبيد ؛ رسول خدا ( ص ) فرمود : به او اذن دخول بدهيد ، پس وقتى كه على را ديد فرمود : خدايا بسوى من بسوى من . اسلم گفته : اين حديث را يوسف فرزند ابراهيم واسطى و اسماعيل فرزند سليمان ازرق و زهرى و اسماعيل سدى و اسحاق فرزند عبد اللَّه فرزند ابو طلحة و ثمامة فرزند عبد اللَّه فرزند انس و سعيد فرزند زربى از انس بن مالك روايت كردهاند . و ابن سمعان گفته : سعيد بن زربى اين حديث را از ثابت از انس نقل نموده است ، و جماعتى از انس روايت كرده كه از آنها سعيد فرزند مسيب و عبد الملك فرزند عمير